معرفی و دانلود کتاب شرم | مکنا گودمن | نشر بیدگل

کتاب شرم اثر مکنا گودمن، به‌عنوان اولین رمان این نویسنده توانست استقبال مخاطبان و تحسین منتقدان را به دست آورد و افتخاراتی نصیب او کند. نویسنده در این رمان با شوخ‌طبعی خاص و روایتی مفرح و تأمل‌برانگیز، داستانی پر از تعلیق را در مورد احساسات و عواطف زنی خانه‌دار خلق کرده است. این زن یک شب همه چیز را رها می‌کند و به هدف مقصدی نامعلوم پشت فرمان ماشین می‌نشیند… این اثر جوایز متعددی را از آن نویسنده‌اش کرده است.

درباره‌ی کتاب شرم

کم‌کم فکروخیال‌ کاری کرد که دلم به شور زدن افتاد، چون در هیچ‌کدام از سناریوهایی که در ذهنم می‌چیدم خودم حضور نداشتم، هر اتفاقی که در زندگی سلست می‌افتاد در غیاب من بود، سلست داشت رشد می‌کرد، تغییر می‌کرد و از من فاصله می‌گرفت.

معرفی کتاب شرم

سعی می‌کردم با توجه به جزئیات خاطراتی که قبلا تعریف کرده بود احتمالات منطقی را در ذهنم سبک‌سنگین کنم و رد او را بگیرم تا در نهایت برسم به اینکه الآن کجاست و چه‌کار می‌کند. اما احتمالات به‌قدری زیاد بود که در نهایت راه به جایی نبردم و من ماندم و حس پوچیِ وحشتناکی که به‌خاطر بی‌خبری از سلست گریبان‌گیرم شده بود، به‌خاطر اینکه اجازه نداشتم از سلست خبری داشته باشم.

داستان شرم از جایی شروع می‌شود که آلما در ماشین نشسته و با سرعت از زندگی خود دور می‌شود. خواننده هنوز نمی‌داند او به کجا می‌رود اما می‌توانیم حس کنیم که آلما چقدر به رهایی و یا حداقل دوری از ازدواج سنتی و مسئولیت‌های سنگین نگهداری و تربیت فرزندانش احتیاج دارد. مکنا گودمن همان‌طور که آلما به سمت مقصدش رانندگی می‌کند با فلش‌بک‌ها (بازگشت‌هایی به گذشته) شرایط او را که منجر به این لحظه شده، برای مخاطب روشن می‌کند. این نوع چینش و نگارش داستان باعث می‌شود که خواننده حس کلاستروفوبیا (ترس از گیرافتادن در محیطی بسته یا مکانی تنگ) داشته باشد به این معنا که در ماشینی با افکار آلما گیرکرده و بی‌قراری در او ایجاد شده و می‌خواهد سریع‌تر به ماجرای اصلی پی ببرد.

گوشه نخ‌کش‌شده پارچه را می‌گرفتم و می‌کشیدم و می‌کشیدم تا اینکه به درز لباس می‌رسیدم و کلافی از نخ می‌ماند روی دستم. مدام این فکر به سرم می‌افتاد که حتماً سلست یکی را پیدا کرده که به او تکیه کند، که رازهایش را درِ گوشش نجوا کند، و آن یکی من نیستم.


منبع: https://www.ketabrah.ir/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%B1%D9%85/book/69131

آلما در قدم‌های اول برای اینکه زندگی‌اش از حالت سنتی خارج شود کاری پیش‌پاافتاده مثل نمایه‌سازی انجام می‌دهد که خودش هم رضایتی از آن ندارد و تازه پول اندکی را که از این طریق به دست می‌آورد برای خرید کالاهای آنلاین خرج می‌کند. ولی تغییر اساسی از جایی شروع می‌شود که آلما اکانت اینستاگرامی زنی بی‌نقص به نام سلست را دنبال می‌کند. سلست سفالگر و مادر سه فرزند است. آشپزی می‌کند، مدیتیشن و یوگا انجام می‌دهد و ظاهر خوش‌رنگ و لعابی دارد. آلما همان اول از شباهت‌هایی که بین خودش و آن زن می‌بیند لذت می‌برد؛ اما وقتی به این نکته توجه می‌کند که انگار سلست مثل او احساس تنهایی و انزوا ندارد، اوضاع کاملاً فرق می‌کند.

هوا سرد شده بود و بوی سیب ترشیده می‌داد. خیلی وقت بود که عکس جدیدی از سلست ندیده بودم. شاید هم خیلی وقت نبود، اما حس می‌کردم ماه‌هاست خبری از او ندارم، با اینکه شاید کلا از آخرین خبری که داشتم یک هفته می‌گذشت. ولی با‌این‌حال مطمئن بودم که طی همین یک هفته هم سلست مشغول ماجراجویی بوده و داشته چیزهای جدید تجربه می‌کرده.

پیش خودم می‌گفتم پس چرا نمی‌آید برایم تعریف کند، نکند رازی در میان است؟ نکند رفته گوشه‌ای کِز کرده و شرمنده است که هم خودش را ناامید کرده هم فرهنگی که خودش را جزئی از آن می‌دانست؟ نکند دودل شده و فکر می‌کند استعداد ندارد، ارزش ندارد، در این دنیا جایی ندارد، نکند نگران است که اگر ما این چیزها را بفهمیم، اگر این حرف‌ها به بیرون درز پیدا کند، دیگر دوستش نخواهیم داشت؟

مکنا گودمن در کلرادو بزرگ شد؛ ولی بعد از اتمام تحصیلاتش در نیویورک زندگی کرد. او در این شهر برای مجلات هنری می‌نوشت و فیلم‌ها را نقد می‌کرد؛ ولی بعد از تجربیات کاری در حوزه انتشارات و کارگزاری ادبی، در سال 2008 تصمیم گرفت به ورمونت نقل‌مکان کند و نویسنده شود. او معلم ادبیات و نویسندگی هم بوده و در دبیرستان و دانشگاه از جمله مرکز داستانی بروکلین در نیویورک تدریس کرده است. مکنا گودمن نقد ادبی و مقالات و داستان‌های کوتاه برای نشریات بین‌المللی را هم در کارنامه کاری خودش دارد

در بخشی از کتاب شرم می خوانیم

رمان شرم که در ژانر رئالیسم روان‌شناختی نوشته شده مناسب کسانی است که فراوان شبیه به این عبارت‌ها «این کاری که من می‌کنم درسته؟»، «این جایی که هستم خوبه؟»، «این رابطه‌ای که دارم مناسبه؟» را با خودشان تکرار می‌کنند.

با مکنا گودمن بیشتر آشنا شویم

آلما زنی خانه‌دار است که دو فرزند دارد و تمام روزهایش را با انجام وظایف خانه‌داری پشت سر می‌گذارد؛ اما او به‌عنوان شخصیت اصلی رمان شرم (The Shame) از بزرگ کردن فرزندان و انجام کارهای یکنواخت و کسالت‌بار خانه خسته شده و به‌وضوح از زندگی‌اش راضی نیست و احساس تنهایی، شکست، ترس و عدم اطمینان از مادر بودن دارد. تصویری که نویسنده، مکنا گودمن (Makenna Goodman)، از آلما می‌آفریند و شخصیتش را در چالش با احساسات مختلفی مثل خشم و نارضایتی از خود همراه با جاه‌طلبی‌ها و آرزوهای بزرگ شاید از دست رفته‌ای نشان می‌دهد، پیچیده است و می‌تواند به‌راحتی مخاطب را تحت‌تأثیر قرار دهد. نیلی انصار هم با ترجمه کتاب شرم، زندگی و احساسات آلما را به‌عنوان راوی باهوش و شوخ این اثر به مخاطبان انتقال داده است.

مکنا گودمن در مصاحبه‌ای گفته حدود پنج سال صرف نوشتن این اثر کرده و بعد از مطالعه کتابی کوتاه از نظریه‌های روانکاوی یونگ ایده اولیه رمان شرم به ذهنش رسیده است.

جوایز و افتخارات کتاب شرم

  • معرفی‌شده به‌عنوان کتاب محبوب سال 2020 توسط مجله‌ی ادبی هاروارد ریویو (Harvard Review)
  • معرفی‌شده به‌عنوان بهترین کتاب جدید پاییز 2020 توسط Refinery29
  • کتاب توصیه شده و پیشنهادی Literary Hub برای اوت 2020
  • کتاب پیشنهادی مجله‌ی وایت ریویو (The White Review)
  • استقبال‌شده‌ترین کتاب اوت 2020 توسط Bustle

نکوداشت‌های کتاب شرم

  • پرتره‌ای بسیار صمیمی و جذاب از زنی که تحت تنش روانی قرار دارد. (kirkus review)
  • شرم، داستانی سوررئال و شبیه یک تاول در حال ترکیدن است. حکایتی پیشرو، خنده‌دار و تأمل‌برانگیز درباره‌ی زنی که در انزوا قرار دارد. (Blackwell)
  • به طرز تکان‌دهنده‌ای اصیل… رمان درباره فروریختن زنی است که چرخه‌های ناکامی را در مورد خلق اثری هنری پشت سر گذاشته و هرگز یک اثر را به طور کامل خلق نکرده است. (پاریس ریویو)
  • رمان شرم به من اجازه داد که زندگی و نامم را فراموش کنم. وقتی این کتاب تمام شد و به زندگی برگشتم از دریچه‌ای تازه، عمیق‌تر و خلاقانه‌تر به آن نگاه کردم. (کلویی کالدول، نویسنده‌ی کتاب‌های «زنان» و «حضوری بهت میگم»)

کتاب شرم مناسب چه کسانی است؟